غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
113
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
جواب داد كه از فلان غلام امير خريدهام . امير سعيد گفت تا آن غلام را به مجلس آورده قيمت جوهر را از او طلب نمودند و چون معلوم شد كه اكثر ثمن آن را تلف كرده امير نصر جوهر را به مبلغ چهارده هزار دينار از تاجر خريد . بازرگان گناه غلام را درخواست نمود . امير فرمود كه خونش را به تو بخشيدم اما او را همراه خويش ببر و غلام را نيز به تاجر ارزانى داشت . آوردهاند كه روزى ابو نصر مؤدب در محلى نامناسب كتابى در دست نزد امير سعيد آمد . امير نصر پرسيد كه چه كتابى است كه در دست دارى ؟ ابو نصر جواب داد كه ادب النفس ! امير گفت فلم لا تعمل به ؟ يعنى چرا به مضمون آن عمل نمىكنى ؟ نقل است كه در ايام سلطنت امير نصر ، ماكان بن كاكى كه داخل امراء ديلم بود قصد خراسان نمود . امير نصر سپهسالار خود امير على را به دفع او نامزد كرده بين الجانبين مصاف واقع شد و ما كان در معركه كشته گشت . امير على كاتب خود را گفت كيفيت واقعه را در لفظ كم و معنى بسيار به حضرت امير عرضه داشت كن . كاتب نوشت كه : و اما ما كان صار كاسمه . القصه بعد از انقراض ايام دولت امير نصر ، ولد او نوح و عبد الملك بن نوح از عقب هم به فرمانفرمائى امم قيام و اقدام نمودند . [ چنانچه يكى از شعرا گفته : نه كس بودند ز آل سامان مذكور * دائم به امارت خراسان مشهور اسماعيلى و احمدى و نصرى * دو نوح و دو عبد الملك و دو منصور ] « 1 » غزنويان چهارده نفر بودند و مدت صد و هفتاد و هشت سال زمان دولت ايشان امتداد يافت و اول آن طايفه امير ناصر الدين سبكتگين است . امير ناصر الدين سبكتگين در بعضى از كتب به نظر اين ذرهء احقر درآمده كه سلطان محمود غازى در موسم جوانى و اواسط ايام زندگانى كه هنوز در ظل عنايت و رعايت پدر به عشرت و كامرانى
--> ( 1 ) . فقط در مس .